رفتن به مطلب
انجمن رمان های عاشقانه

لبه ی تیز احساس.....

امتیاز دادن به این موضوع:


ارسال های توصیه شده

عشق نرم و آرام می‌چکد از سرانگشتان احساست...

گویی عطر پیراهنت را خیالم سرکشیده...

در هوایت پراکنده ام و گرفته ای تمام مرا...

در میان سینه ات پنهانم و آشکارا از مردمکهای بیدارت عشق بازی خواهم کرد!

سرزمین پهناور خواستن؛ بشکن مرز فاصله را!

بی شک پس از این لمس دگر تو را از من گریزی نیست! 

لینک به دیدگاه

بارانم؛ تمام قطرات سخاوتم از آنِ تو...

روان گشته ام بر سرشانه های کویرت...

سرمست؛ پیوسته گره خورده ای بر جانم!  

پیشانی تبدارت؛  برکه ی روان نوازشم...

گویی اعجاز کرده ای!

می بارم تو محتاجی...

می بارم و تو خواهانی... 

دریای طوفانی قلبت آرام گرفته  در آغوش شعرم!

برده ای مرا به یقین...

کمی دورتر از حوالی ام؛  باز مرا جُسته ای به هر بهانه...

لینک به دیدگاه
  • 2 هفته بعد...

مدار موازی جنونی...
انتها و ابتدایی مکرر...
شعله ای برافروخته؛  بس ناکام!
جاری؛ درون  رگهای منجمدم!
قدم رنجه ای بر تن رنجورم...
 پیوسته ای در امتداد مژگان بارانی ام! 
تو نیاز روح تبدارم...
بی‌جهت بهانه ای به  هرثانیه ام!
 یا اینکه آتشی بر قلب بیتابم!
خلاصه گشته در خلوت تنهایی ام...
در امتداد خطی ممتد؛ متصلی بر دستان برهنه ام...
خلاصه گشته بر آمالی...

تو جانی به تن
تنی دعوت گشته به هم آغوشی ام...

لینک به دیدگاه

در غروب ایستاده ام!

بسته پلکی غمین؛ بر تمامی ناتمام...

گیسویی پریشان بر صد آه...

لمسی ناچیز بر تن بید مجنون و نگاهی منتظر بر جاده!

نه اشک؛ نه هق هقی بی جان؛ نه کلامی بر لب...

من و من و سایه..‌.

من و من و رویا...

من و من افسوس...

پس از نارنجی غروب و سایه ای ناپدید؛ یار تاریکی ام و هم نشین خاطره ات! 

 

لینک به دیدگاه
مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

  • ثبت نام در انجمن

    برای بهره مندی از تمامی امکانات انجمن ثبت نام کنید

×
×
  • اضافه کردن...